مینا دختر خوب و مهربونی بود.مهندس بود.کار می کرد.خانواده خوبی داشت.دختر امروزی بود.اهل شادی و شوخی و خنده بود.
یه کم کلاس می ذاشت که علی می ذاشت به حساب دختر بودنش.یه کم لوس هم بود.و خوش پوش بود.البته بفهمی نفهمی یه کم توپول بود.اما خوب علی با این موضوع مشکلی نداشت.اما بهش گفته بود که باید بره ورزش و اونم قولش و داده بود که زمان عروسی همه اضافه وزنش رو کم کنه.
مینا نسبت به علی امروزی تر بود.علی یه کم به قدیما پایبند تر بود .(قدیمایی که توی فیلما و کتابها خونده بود)
علی۲۷ و مینا ۲۵بودن.
تصمیم گرفتن با هم زندگیشون و ادامه بدن.
((من همیشه با اینکه زندگیشونو آغاز کنن مخالفم.مگه قبلش پس چی کار داشتن می کردن؟!!!!))
مینا روابط عمومی خوبی داشت با مردم زود جور می شد و همه توی محل کار دوست داشتن باهاش جور باشن.مثه علی بود.علی هم خوش سرو زبون بود و خوش برخورد.
مینا دختر خوبی بود.اهل حجاب و این حرفها نبود.صادقانه از دوست پسر قبلیش گفته بود و علی هم قبول کرده بود.
علی اینقدر زرنگ بود که فهمیده بود روابط اون با دوست قبلیش یه دوستی معمولی بوده و از چند تا بوسه فرا تر نرفته.و به این نتیجه رسیده بود که مینا دختر پاکی هست.
از همه مهم تر مینا رو دختری تشخیص داده بود که هیچ وقت بهش خیانت نمی کرد.مینا و علی همدیگرو خیلی دوست داشتن.
علی آدم خاکی و افتاده ای بود و اصلا به کسی حسادت نمی کرد.اهل غرور و تکبر نبود.اما مینا بود.مینا رگه هایی از تکبر همیشه توش بود.
علی با همه سلام علیک داشت از نگهبان اداره تا آبدارچی و بقیه مدیران و توی محل هم با همه آشنا بود.اگه کاری از دستش بر میومد برای کسی انجام می داد.
مینا توی کارش خیلی دقیق بود .توی کاراش به ندرت و خیلی کم اتفاق افتاده بود که توی مدتی که توی اون اداره کار می کرد اشتباه کرده باشه.
وضعیت مالی پدر مینا از پدر علی بهتر بود اما نه آنچنان که علی بخواد توهم دختر پولدار گرفتن بیاد توی سرش و اصلا علی این مسائل براش معنی نداشت.اون دنبال یه زندگی سالم و با آبرو بود.
عقیده داشت همیشه اگه سلامت باشه از پس چرخوندن یه زندگی بر میاد.
چون پدر و مادر مینا هر دو شاغل بودن خوب در طی سالها طبیعی بود که پس اندازی بیشتر از خانواده علی که مادرش خانه دار و پدرش هم کارگربود داشته باشن.
علی هیچوقت از اینکه یه کارگر زاده است خجالت زده نمی شد.چون دیده بود باباش با همه جونش داره زحمت می کشه تا خونه و زندگی و خرج تحصیلات بچه هاشو دربیاره.
بزرگتر ها از بچه ها و خانواده های مقابل خوششون اومده بود و با پیشنهاد پدر مینا برگزاری مراسم نامزدی مطرح شد.