امسال تولدم با همه تولدهای سالهای عمرم فرق داشت.
امسال همه تنهایی های سالهای قبل رو دور ریخته بودم.
شخصی و زندگی روزمره
واقعا حالا که نفت به حدود ۱۲۰ دلار رسیده وضعمون بد تر از نفت ۷ دلاری سال ۸۰ نیست؟
تازگی ها دیدین که آشغال گردها و زباله خور ها زیاد شدن.
مسخره نکنین.
غروبها که خیابونها خلوت تر می شه وقتی دارین می رین خونه هاتون به تعداد زیاد حتما آدمهایی رو می بینین که توی این سطل بزرگها رو که کج می کنن تا دستشون به تهش برسه همه چی رو کول خودشون می کنن و می برن.
اونوقت آقای قالیباف سي میلیارد تومان (یعنی 000ر000ر000ر30 تومان به تعداد صفرهاش دقت کنیم که می شه با این عدد چه کارها که نکرد ).هدیه می دن به آدمهای لبنانی.
آخی!!!!
آدم دلش برای اون مردم لبنان می سوزه که اونوقت بچه هامون توی کپر درس می خونن و از اون وضع بخاری هاشون توی مدارس مسقف که هر ساله توی زمستون حتما یه خبر های بدی از آتش سوزی در اثر بخاری های غیر استاندارد می شنویم که بچه های گل پر پر می شن.
از وقتی یادمه همیشه به صرفه جویی تشویق شدیم.
این همه سد داشته باشیم که من شنیدم یکی از کشورهای اول توی خاورمیانه به لحاظ داشتن سد هستیم اونوقت بازم خشکسالی داریم.
این سدها روی چی زدن؟روی خاک؟جاده؟ و ...
راستی عربهای همسایه وضعشون توی این قیمت خوب نفت چطوره؟ اونا هم قیمت مواد غذایی شون زبیاد شده.
هفته قبل توی روزنامه دنیای اقتصاد خوندم که قیمت مسکن توی دو دهه اخیر به پایین ترین حد خودش در دنیا رسیده.اونوقت اینجا قیمت مسکن داره می ترکه.
ما ایرانی ها آدمهای تنبلی نیستیم اما به قول یکی از دوستان با این قیمت نفت ما دیگه نباید اصلا کار کنیم.(زهی خیال باطل)
توی بهار نفت ۱۲۰ دلاری چه نعمت خوبیه اما واقها چرا ما اینقدر بد بختیم.
چرا ما نمی تونیم از رفاه توی مملکت مون لذت ببریم.
پ ن :نمی دونم چرا اینها رو نوشتم.اما وقتی خانواده ای را در خ انقلاب حوالی فردوسی دیدم که تمام زندگیشون یه کهنه پاره است که روش دارن توی پیاده رو زندگی می کنن و پدر اونا (مادرشون رو ندیدم)تخم مرغ خام رو با لبه دیوار شکوند و توی دهان بچه اش ریخت و این شد شام اون دوسه تا بچه قدو نیم قدش ,دردم اومد که ما توی کجا داریم زندگی می کنیم.
این پست مربوط به قبل است که نچسبونده بودمش به این دیوار مجازی