تبليغاتX
روزى دیگر

روزى دیگر

شخصی و زندگی روزمره

هفته قبل کنکور پیام نور ارشد بود .منم به پاس شرکت در کلاسهای کنکور و رفت و آمدهای زیاد که روزهای ۵ شنبه بعد از ساعتهای کاری و روزهای جمعه که باید از ۸ صبح سرکلاس حاضر می شدم  ؛رقتم سر جلسه کنکور.

سرتون رو درد نیارم که تا بحال اینقدر ریلکس نبودم سر هیچ امتحانی.چون از قبل نتیجه اش از حالا برام مشخص بود و اونم اینکه من قبول نمی شم اونم فقط به دلیل اینکه فقط و فقط رفتم سر کلاس و بعد از کلاس هم اصلا نخوندم.

خداییش اصلا وقت نمی کردم .چون داشتم مراحل مختلف ازدواج رو می گذروندم.

اما گوش شیطون کر و چش اش دربیاد از نتیجه ازدواج خوشحالم.

از المپیک گفتن هم که اصلا لذتی نداره که توی المپیک که مهد پاکی و دوستی و صلحه می رن و با حریف اسرائیلی مسابقه نمی دن.از طرفی می گن اسرادیلی ها خوبن و از طرفی شناگر ما روز مسابقه می ره بیمارستان تا رسما دلیلی برای عدم حضور در مسابقه رو داشته باشه.

جالبه که ورزشکارهای اعزامی به یه همچین مسابقاتی باید گواهی سلامت داشته باشن.

ورزشکار اونم روز مسابقه که مریض نباید بشه.

تازشم چون داره بو های برکناری مدیر وزش کشور میاد؛ایشون هم از حالا از نتایج کسب شده رضایت مندی خودشون رو اعلام می کنن.جالبه!

راستی تازگی ها برق رفتن ها کم شده.دقت کردین که ب این همه چراغونی های نیمه شعبان توی هفته های گذشته برق رفتن ها کم شده در صورتی که مردم هنوز اونطور که باید و شاید صرفه جویی نمی کنن و از گرمای هوا هم  خیلی کاسته نشده  .دوستی می گفت چون می خواستن به مردم ثابت کنن که کا نیاز به انرژی هسته ای داریم باید مردم بطور ملموس این کمبود برق رو حس می کردن.

اله و اعلم.

پ. ن :بعضی هاتون بی وفا شدین و سر نمی زنین.گفته باشم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 16:36  توسط محسن  | 

چند وقتی هست که تقریبا همه هفته سفرهای زمینی دارم.اوضاع جاده ها که اکثر وقتها افتضاحه و پر از چاله و چوله و اگه حواست نباشه با سرعت بالا توی یکی از این چاله ها بیفتی خیلی خوشگل چپ می کنی و  میری یه راست به بهشت.
طی این سفرها واقعا می شه اختلاف طبقاتی رو عینا دید.ماشینهایی که توی یه چشم بهم زدن بدلیل سرعت بالا از کنار آدم رد می شن .
ماشینهایی که هر کدوم قیمتشون بالای 40-50 میلیون می شه .
اخیرا هم طرحی داره برگزار می شه توی این کشور برای دادن سوبسید های نقدی و اونوقته که بعد از این پرداخت های نقدی باید هر عدد نون رو به قیمت 500 تومن بخریم و کیف کنیم که آخر هر ماه یه مبلغی بهمون می دن.
در این فرمهای یارانه ای توجه خاصی به بخش مسکن شده.
حالا اولا خیلی ها صادقانه این فرمها رو پر نمی کنن و دوما اینکه اگه یه نفر که پول خرید چندتا خونه رو داره ولی نمی خره و میاد با پولش کار می کنه ,در این فرمها با کسی مقایسه می شه که فقط می تونه به زور کرایه خونه رو بده و هر دو به یه اندازه سوبسید می گیرن!!!!

راستی مگه پرداخت سوبسید توی همه کشورها وظیفه دولت ها نیست؟!!!!چرا اینجا اینقدر منت سرمون هست.
چرا باید قیمتهای کالا ها در ایران بر اساس قیمتهای جهانی باشه در صورتی که در آمدهای ما اصلا جهانی نیست و درآمدها ریالی است و مخارج فرا یورویی.!!!!!؟؟؟؟؟؟.
چرا توی بعضی از کشورها نرخ تورم صفر هست و توی ایران توی تیرماه 21/5% بوده.؟؟؟؟؟؟؟(البته طی آماری که توی روزنامه ها اعلام شد).

اونایی که مثه من یه کم سن و سالشون اجازه می ده که 25 سال قبل یادشون بیاد حتما یادشون هست که وقتی می خواستی از این سر شهر که اون موقع کوچیک تر از همین الان بود بری سر دیگه تهران توی ترافیک گیر می کردی و یا توی صفهای پمپ بنزین طولانی که اتفاقا کوپنی هم بود باید ساعتها انتظار می کشیدی و یا توی خیابونها اختلاف طبقاتی رو می دیدی و یا بعضی از مواد غذایی بود اما گرون ویا بعضی لباس پوشیدنها جرم بود.
مثلا آستین کوتاه .البته اینم بگم که این روزا اگه بعضی از آدمها رو ول کنی دوست دارن لخت بیان .من در حمایت از اونا این حرفها رو نمی زنم.اینا رو گفتم که مقایسه کنین و ببینین که هنوز بی برقی و صف هنوز وجود داره.
چرا بیخودی میایم از تاریخ و فرهنگ و عظمت قبلی صحبت می کنیم.

پ ن :بخاطر قطعی های برق مادرم یکعدد چراغ گرسوز خرید.برگشتیم به زمان قدیم.
پست مدرنیسم.

هه هه هه!!! .
این روزا به این چیزایی که نوشتم فکر می کنم که ما فقط زنده ایم نه اینکه زندگی می کنیم.


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 15:53  توسط محسن  | 

برق نعمت است اما نه خدادادی که ادیسون دادی است!!!!.
این روزها بی برقی داره اعصاب همه رو بهم می ریزه.اکثر روزا که توی ساعت اداری بی برقی رو داریم و وقتی هم می ریم خونه برای استراحت,اونوقت بازم بی برقی میاد و یقه آدم رو می گیره و اونوقته که دیگه می خوای داد بزنی .

چند سال قبل وقتی توی روزنامه ها می خوندم که افغانستان و عراق روزی چندین ساعت برق ندارند پیش خودم می گفتم چقدر بدبخت هستن اما حالا می بینم که ما هم دچارش شدیم و اینجور اگه پیش بره سال بعد جدول برقداری اعلام می شه بجای بی برقی.
واقعا توی قرن 21 برق نداشته باشی اونوقت مگه می شه انتظار توسعه و ثبات و امنیت داشت؟!!!.
شبها توی خیابونهای تهران واقعا می شه تاریکی رو لمس کرد. اینها همون عواقب تحریم هست وگرنه ایران که 16 امین کشور تولید کنند برق جهان و اولین در خاورمیانه هست و حدود 10 % نیروگاههای ایران آبی هست و خشکسالی چندان تاثیر نداره و در زمینه صادرات برق هم که تعهد دادیم باید به لحاظ بین المللی انجامش بدیم.
خدا به داد برسه که وقتی زمستون بشه و همون 10% نیروگاهها هم نتونن وارد مدار بشن و با افت فشار گاز چطوری این نیروگاهها می تونن کار کنن .
اله و اعلم.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 17:42  توسط محسن  |