<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>روزى دیگر</title>
<link>http://rozidigar.blogfa.com/</link>
<description>شخصی و زندگی روزمره</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 04 Oct 2009 07:21:59 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تبلیغات</title>
<link>http://rozidigar.blogfa.com/post-227.aspx</link>
<description>ADVERTISMENT=تبلیغاتی که برای معرفی یک کالا به کار گرفته میشود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;PROPAGANDANCE=تبلیغاتی که برای معرفی یک شخص بکار گرفته میشود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اینا رو گفتم که برم توی باب تبلیغاتی که این روزها توی کانالهای اونورکی واقعا به حالت تهوع آوری زیاد شده.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;داری فیلم میبینی زیر نویس داره.وسط فیلم برنامه  قطع میشه و باز همونها رو تبلیغ می کنه و .... .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این روزهاتبلیغات ها همه اش شده تبلیغات داروهای ترک اعتیاد؛افزایش میل ج ن س ی و یا دم و تشکیلات  .... باکس و  غیره و غیره و از همه جالب تر س و ت ی ن های 3 کاره که به علل موارد فرهنگی از توضیح اش خودداری می کنم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همه اینها یعنی اینکه:&lt;/p&gt;&lt;p&gt; برو مواد مصرف کن و بدون درد و عوارض و ....(ارواح عمه شون) میشه راحت ترک کرد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مشکل جنسی داری هیچ ایرادی نداره   مشکلات شما رو حل می کنن و انواع و اقسام دستگاهها و داروهای افزایشی در اختیار آدم قرار میدن.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مو نداری این که خجالت نداره همه چیز رو به راه میشه اگر از داروهاشون استفاده کنی.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دمپایی افزایش قد.فکر کن.اگه اینجوری بود که دیگه پس روسای جمهور ایتالیا و فرانسه که مشکل نداشتند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همه تبلیغات به نوعی میره توی خوش تپی و خوشگلی و س ک س .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;گاهی وقتها آدم با دوتا بزرگتر میشینه پای این تلویزیون ها خجالت میکشه از بس از این تبلیغاتها دارن.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دماغ بزرگی داری ایراد نداره با یه دستگاه من در آری که فقط یه تکه شلنگ و ویبره هست دماغتون کوچیک میشه.!!!!!!!!!!!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;کرم حلزون!!!!!!!!!!! آخه مگه چقدر از این حیوونهای بدبخت رو باید بکشن تا بشه یه قوطی کرم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آدرس کارخونه این محصولات کجاست.جالبه همه ادعا می کنن که از شرکتهای دارویی امریکا مجوز دارن .یکی شون نمیاد این مجوز ها رو نشون بده.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;قول می دم همه این مواد توی یکی از گاراژ های میدون شوش و یا جاهایی مثل اونجا درست میشه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مردم با چاقو لیزر به جون دماغشون میفتن باز آخرش ناراضی ان وای به حال این دستگاه که فقط آدمها رو سر کار می اندازه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;جالب اینجاست که همه شون می گن با یک دوره مصرف مشکلات شما حل میشه اما این دوره مشخص نیست که چند روزه؟؟؟!!! یه هفته ؛یه ماه؛ یه سال؛ و یا سالها!!!!!.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;تصور کنین که اگه یه نفر همه این محصولات رو داشته باشه و جابه جا استفاده کنه چی میشه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;کوچک کننده بینی رو به جای ... باکس استفاده کنه و .... باکس رو جای اون کوچیک کننده بینی. یا داروهای افزایش مو رو برای پاهای خانمها استفاده کنن و تیغ و کرم های مو بر رو برای سر.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اگه اینها واقعی باشن پس باید در هر دو مورد جواب بدن دیگه .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بعضی از مردم هم که ناآگاه هستن و کم سواد و به نوعی با حماقت خودشون و خرید از این شرکتهای در پیت که همه تماس با اونها یه شماره تلفن اعتباری هست رو پولدار می کنن.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;واقعا اگر همه ما مردم عاقل و دانا هستیم پس چرا هر روز به حجم این تبلیغاتها اضافه میشه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یه کم واقع بین باشیم. اگه یکدونه از این تبلیغاتهای بی خودی توی کانالهای اروپایی پیدا شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همه اینها رو گفتم چون میشه حدس زد که توی دور و بری های همه ما آدمهایی هستن که به این تبلیغات  اعتقاد دارن و میرن دنبالشون.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن :دوسه تا وبلاگ رو چسبوندم به دیوار وبلاگ ام.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 04 Oct 2009 07:21:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rozidigar&amp;postid=227</comments>
<dc:creator>rozidigar</dc:creator>
<guid>http://rozidigar.blogfa.com/post-227.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عید فطر</title>
<link>http://rozidigar.blogfa.com/post-226.aspx</link>
<description>دیروز عید بود یا امروز!!!!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به هر حال عید سعید فطر بر همه مسلمانان مبارک باد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دیروز به رسم عید به منزل پدری رفتیم و تا ب و ق س گ در آن محل بودیم از ناهار تا شام.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;وقتی میریم دیگه نمی زارن برگردیم اگه ناهار بریم میگن شام پختیم باید بمونین و اگه شام هم بریم می گن بخوابین صبح از همین جا برین سر کار.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن:به زودی در لیست پیوندهای این وبلاگ ؛وبلاگهای جدید عرضه میشود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 21 Sep 2009 10:58:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rozidigar&amp;postid=226</comments>
<dc:creator>rozidigar</dc:creator>
<guid>http://rozidigar.blogfa.com/post-226.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بی حوصلگی</title>
<link>http://rozidigar.blogfa.com/post-225.aspx</link>
<description>این روزها یه کم بی حوصله ام نمی دونم چرا و هیچ دلیل خاصی هم نداره.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شایدم برای اینه که استراحت ام کم شده و خواب خوبی ندارم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ماه رمضان داره تموم میشه.خدایا به همه لطف ات رو برسون.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دلم هوس یه مسافرت خوب کرده که بهم خوش بگذره.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مسافرت هفته قبل خوب بود و هوای شمال هم عالی بود.خوب هم گشتم اما کم ام بود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دلم هوس یه مسافرت دونفره و عالی رو کرده .خارجی باشه که چه بهتر.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 15 Sep 2009 07:04:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rozidigar&amp;postid=225</comments>
<dc:creator>rozidigar</dc:creator>
<guid>http://rozidigar.blogfa.com/post-225.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>با هم بیایم دعا کنیم خدامون و صدا کنیم</title>
<link>http://rozidigar.blogfa.com/post-224.aspx</link>
<description>
این شب ها و روزها روزهای  و شب های بزرگی هست.به قولی قله این ماه رمضان و والاترین روزهاش همین لحظات هست و همتون از من هم بهتر می دونین که ارزش این لحظات چقدره.
بیاین توی دعاهامون برای بیمارها و گرفتارها و دربندها و آدمهای آبروداری که نا خواسته به فقر افتادن و روزکگار ازشون برگشته براشون دعا کنیم.
شاید توی ماها یکی پیش خدا مقرب تر باشه و خدا به واسطه اون رحمت اش رو بی حد و حصر برای اون بنده ها فرود بیاره.
یا علی تو هم پیش خدا واسطه همه ما شو و ازش برای همه مون لطف و محبت و رهایی از مشکلات رو بخواه.
یا علی تو خودت خوب می دونی که چه احترامی برای ما داری.حتی خداحافظی های ما هم با نام توهست.
یا علی ای پس از سو القضا حسن القضا ما رو درک کن.
درپناه حق و علی نگهدارتون باشه.
پ . ن :یه دوروزی دارم میرم مسافرت برمیگیرم با خبرهای خوب</description>
<pubDate>Wed, 09 Sep 2009 07:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rozidigar&amp;postid=224</comments>
<dc:creator>rozidigar</dc:creator>
<guid>http://rozidigar.blogfa.com/post-224.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امروز</title>
<link>http://rozidigar.blogfa.com/post-222.aspx</link>
<description>3-4 روز که واقعا بی خوابی داشتم و دیشب که خوابیدم و به قول خودم بی هوش شدم سر حال اومدم.
&lt;/p&gt;&lt;p&gt;امروز هم تصمیم گرفتم نرم شرکت و توی خونه بمونم.اما از اون جایی که مثل بچه آدم نمی تونم یه جا بند شم یه تغییراتی توی خونه دادیم و یه کم خونه قیافه اش عوض شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خدایا این ایام ماه رمضان ما را ز بیش از قبل از لطف ات بهره مند ساز.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آمین&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Sep 2009 15:53:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rozidigar&amp;postid=222</comments>
<dc:creator>rozidigar</dc:creator>
<guid>http://rozidigar.blogfa.com/post-222.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آرزو</title>
<link>http://rozidigar.blogfa.com/post-221.aspx</link>
<description>
داشتم فکر می کرم که بعضی از ما آدمها از جمله خودم چقدر نعمتهای خدا رو فراموش می کنیم.&lt;p&gt;بی خودی نیست که خدا می گه وقتی توی مشکلی هستین به یاد من میفتین و وقتی نجات پیدا می کنین منو فراموش می کنین.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خدایا من بنده ناسپاس تو هستم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مدتهاست که از تو چیزی نخواستم چون تو همه رو سخاوتمندانه به من دادی.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;تصمیم گرفتم که ارتباطم رو با خدا بیشتر کنم.از هر راهی که بشه.اون به من نزدیک بود و هست اما من می خوام خودمو نزدیکتر کنم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;می خوام اگه پای بازی باشین یه بازی بکنیم.اونم اینه که از آرزوهاتون بگین.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;فقط ازتون می خوام که آرزوهای واقعی باشه.خیالات نباشه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;من آرزو دارم که ...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سلامت باشم و بتونم نون حلال ببرم توی زندگیم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آرامش داشته باشم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دور و اطرافیانم دلاشون شاد باشه و همه سلامت باشن&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مشکلات مردم کم بشه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آدمها دلاشون به خدا نزدیکتر بشه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پول و ثروت هم به اندازه کافی برای زندگی فعلی و آینده ام داشته باشم که به کسی محتاج نباشم .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این چیزهایی که ازت خواستم برات اصلا زیاد نیست فقط کافیه که یه کم بیشتر لطف کنی.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خدایا شکرت.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Aug 2009 06:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rozidigar&amp;postid=221</comments>
<dc:creator>rozidigar</dc:creator>
<guid>http://rozidigar.blogfa.com/post-221.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شب با واقعیت هاش</title>
<link>http://rozidigar.blogfa.com/post-220.aspx</link>
<description>
دیشب حدود ساعت 10-11 توی یک خیابون تقریبا خلوت منتظر بودم توی ماشین و داشتم به دوره و برم نگاه می کردم و یکدفعه متوجه شدم دقیقا در آن سمت خیابون بوته های نسبتا بلند شمشادها تکان تکان می خورد و کنجکاو شدم و دیدم یک خانمی با چادر مشکی رنگ نشسته است.بیشتر دقت کردم که نکنه یه وقت حالش بهم خورده و افتاده و داره دست و پا می زنه یا داره میلرزه  و کسی هم در آن دور و بر نبود که به دادش برسه که دیدم نه و فقط نشسته و چادر روی سرشه و داره یه کاری می کنه.&lt;p&gt; اما کاملا مستو ر بود  و بدون هیچ نشانه ایی که بدنش بخواد معلوم بشه  حس کردم که داره لباس عوض می کنه و به همین خاطر رفتم جلو تر ایستادم تا معذب نباشه اما برام یه علامت سوال هم درست شد توی ذهنم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بعد از چند دقیقه که دور زدم و برگشتم که برم دیدم که از پشت همون بوته ها یه خانم با آرایش غلیظ و مانتو و روسری ظاهر شد که  خیلی قیافه خوبی  نداشت و دیدم که داره لباس خوابش رو هم تا می کنه و میزاره توی ساک اش.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;فهمیدم که بعلللله خانم کاسبه و اومده سر کار اونوقت شب .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دلم براش سوخت و خیلی ناراحت شدم  از اینکه شاید برای امورات زندگی اومده و داره تن فروشی می کنه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 29 Jul 2009 11:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rozidigar&amp;postid=220</comments>
<dc:creator>rozidigar</dc:creator>
<guid>http://rozidigar.blogfa.com/post-220.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پرواز مرگ</title>
<link>http://rozidigar.blogfa.com/post-219.aspx</link>
<description>
بازهم سقوط و بازهم مرگ عده ای از هموطنان.
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بازهم به سوگ نشستن.معلوم نیست که تا کی باید شاهد این بادبادکان هواپیما نما باشیم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همه روزی خواهیم مرد اما مرگی اینچنین و به دلیل قراضه سوار شدن اصلا حق نیست.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یکی از آشنایان در هواپیما بود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Sat, 18 Jul 2009 16:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rozidigar&amp;postid=219</comments>
<dc:creator>rozidigar</dc:creator>
<guid>http://rozidigar.blogfa.com/post-219.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلام دوباره</title>
<link>http://rozidigar.blogfa.com/post-218.aspx</link>
<description>سلام&lt;/p&gt;&lt;p&gt;توی این یه ماهه یه جابجایی داشتم.اثاث کشی آدم و خسته می کنه .اما خدا رو شکر این هم گذشت و زندگی ادامه داره.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دو روز آخر هفته یه سفری داشتم .خیلی گرم بود اما خوب بود و باعث شد از آلودگی به دور باشم و دو روزی رو در کنار دوستامون آرامش داشته باشیم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دلم برای اینجا تنگ شده بود و برای همه تون.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;توی این مدت آپ نکردم اما بهتون سر می زدم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بازم میام سراغتون.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 11 Jul 2009 13:15:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rozidigar&amp;postid=218</comments>
<dc:creator>rozidigar</dc:creator>
<guid>http://rozidigar.blogfa.com/post-218.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سفر</title>
<link>http://rozidigar.blogfa.com/post-217.aspx</link>
<description>آخر هفته یه سفر به اصفهان رفتم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شهری که من واقعا آثار تاریخی زیبا و چشم نوازی داره.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در عرض تقریبا 48 ساعت به میدان امام و مسجد شیخ لطف اله و عالی قاپو و منارجنبان و آتشگاه و حمام  آقاعلی قلی  و سی و سه پل و پل خواجو  و هتل شاه عباسی رفتم و توی مسیر برگشت هم یه سر به آبشار نیاسر رفتم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;متاسفانه زاینده رود اصلا و ابدا آبی نداشت و زنده رود مرده بود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آبشار نیاسر هم تعریفی نداشت و مطمئنا دفعه بعدی برای دیدنش وقت نمی گذارم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;با توجه به اینکه روز پنجشنبه و جمعه به  روز اصفهان نامگذاری شده بود شهر پر شده بود از توریست های خارجی.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;توی یکی از خیابانها گشت پلیس من و یکی از دوستام رو که با همسران مون توی ماشین نشسته بودیم دستور توقف داد و بعد از  بررسی مدارک ماشین و سوالات معمول  که آیا بهتون خوش می گذره و از کجا اومدین و از این سوالات  یه دفعه پرسید توی تهران چی کار می کنین؟!!!!!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ما هم جواب دادیم که داریم زندگی می کنیم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خودش از سوالش خندش گرفت و با خنده مدارک مون رو پس داد و اغلام کرد مشکلی نیست و می تونین برین.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;داشتم فکر می کردم که چرا با این همه جاذبه های تاریخی  و هنر و معماری قدیمی چرا یکبار از باعث و بانی این شهر که شاه عباس بوده تجلیل به عمل نمیارن و همیشه از پادشاهان به بدی یاد میشه؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;چرا توی برنامه ریزی ها برای جلب نظر توریست های جوان تر که می تونن برای خرید هاشون پول بیتری رو بیارن اقدامی نمیشه؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ.ن:این سرفه های مربوط به فصل بهار داره دیونه ام می کنه.گاهی وقتها فکر می کنم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;که داخل حنجره ام رو کسی با برس خراشیده.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 26 Apr 2009 13:42:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=rozidigar&amp;postid=217</comments>
<dc:creator>rozidigar</dc:creator>
<guid>http://rozidigar.blogfa.com/post-217.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
